دوشنبه , مهر ۳ ۱۳۹۶
صفحه اصلی / ازدواج / بین عقل و دلتان مانده اید؟

بین عقل و دلتان مانده اید؟

عاشق شدن خیلی بیشتر از آنکه یک پدیده مرموز و پیچیده باشد، یک تصادف است. شما کسی را می بینید، از او خوشتان می آید یا به او احساس نزدیکی می کنید و حس می کنید دوست دارید بیشتر و بیشتر با او باشید. چرا؟ چون بخش هایی از وجود شما را تسکین می دهد یا به هیجان می کشاند. با این حال ممکن است این حس کاملا متضاد با شرایط منطقی و عقلانی باشد. یعنی دلتان او را بطلبد و عقلتان بگوید اشتباه می کنید.

این که شما جذب فرد خاصی می شوید و تمام تلاشتان را می کنید که به او برسید، تا حد زیادی بستگی به این دارد که در چه موقعیتی او را دیده اید. وقتی غمگین بوده اید و او به شما دلداری داده است؟ وقتی اعتماد به نفستان را از دست داده بودید و او از شما تعریف و تمجید کرده است؟ وقتی مشکل مشترکی را تجربه می کردید؟ یا وقتی احساس می کردید از زندگی عقبید و او تلاش کرده شما را به جلو براند؟

عاشق شدن، تصادفی است که در این موقعیت ها بیشتر رخ می دهد. بنابراین اگر عاشق کسی هستید که دلتان او را تایید و عقلتان رد می کند، بهتر است به گذشته برگردید. به وقتی که عاشق او شدید و ببینید آن موقع چه شرایطی داشتید؟ چرا او را انتخاب کردید و او کدام بخش های وجود شما، کدام حفره های زندگیتان را پر می کند که حاضرید با وجود همه تفاوت ها باز هم او را به زندگی و آینده تان راه دهید؟ دانستن این واقعیت ها کمک می کند تا راحت تر بتوانید بین عقل و احساستان تصمیم گیری کنید.

در اینجا موقعیت هایی را که امکان بروز عشق وجود دارد برایتان شرح می دهیم:

 

 همدیگر را زیاد می بینید

اولین و دم دستی ترین زمینه عاشق شدن، بودن در یک محیط و دیدارهای مکرر است. مجاورت مکانی باعث می شود که با طرف مقابل خو بگیرید و امکان دلبستگی بیشتر شود. در چنین شرایطی مشابهت ها بیشتر به چشم می آید. اما شاید اگر در همان ابتدای شکل گیری احساس وابستگی، اگر شرایط طوری شود که همدیگر را نبینید، مثلا یکی به مکانی دیگر بروید این احساس به احتمال زیاد خاموش می شود. پس اولین عامل زمینه ساز عاشقی مجاورت مکانی است.

وقتی یک فرد، به هر دلیلی در مرکز توجه باشد و از طرف جمع تحسین شود احتمال بیشتری دارد که جذب او شوید و بخواهید به او نزدیک شوید

برایتان جذاب است

درست است که معیارهای اخلاقی می گویند باید به مواردی بیشتر از ظواهر توجه کنید اما ظاهر اولین چیزی است که ما در طرف مقابل می بنییم و جذب آن می شویم. بنابراین، جذابیت های ظاهری، جنسی و رفتاری بعد از مجاورت مهم ترین عامل ایجاد احساسات عاشقانه هستند.

 

تحسین دیگران را می شنوید

وقتی یک فرد، به هر دلیلی در مرکز توجه باشد و از طرف جمع تحسین شود احتمال بیشتری دارد که جذب او شوید و بخواهید به او نزدیک شوید. افراد در قدرت، افرادی که در جایگاه تایید عمومی قرار دارند، خیلی ها را وسوسه می کنند که نزدیک تر شده، او را بشناسند و در زوایای خصوصی زندگی او وارد شوند.

 

خیلی شبیه همید

همیشه شباهت ها باعث جذب شدن افراد به یکدیگر می شود. وقتی حس کنید کسی مشترکات زیادی با شما دارد، خصوصیات اخلاقی یا تجربه های همسانی با شما دارد، بیشتر جذب او می شوید و حتی اگر در ادامه متوجه تفاوت هایی شوید، ممکن است به خاطر عشق به وجود آمده و احساس تشابه اولیه خودتان را فریب دهید که می توانید با او زندگی خوبی را بسازید.

 

مورد توجه قرار گرفتن

شاید نیمچه توجهی از جانب شما به طرف مقابل وجود داشته باشد اما تا زمانی که او به شما چراغ سبز نشان ندهد و با توجه متقابل شما را به توجه های بیشتر وا نداشته باشد، عشقی به وجود نمی آید. پس یکی دیگر از زمینه سازهای عاشق شدن، این است که مورد توجه طرف مقابل قرار بگیرید و این توجه دو طرفه باشد.

منبع:بیتوته

این مطالب را نیز ببینید!

توصیه هایی در تداوم زندگی زناشویی

عشق  و محبت بین زن و شوهر از ارکان اصلی نظام خانواده است؛ اما با …

معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت

از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روان شناسان خانواده مطرح بوده است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *